چرا پوتین به قالیباف نه گفت؟

علی نظری سردبیر روزنامه مستقل

محمدباقر قالیباف که با ۱۵ درصد آرای مردم تهران بعنوان نماینده اول پایتخت در سردترین انتخابات پارلمانی۴۲ سال اخیر برگزیده شد توانست با حمایت مراکز قدرت به ریاست مجلس یازدهم دست پیدا کند.
قالیباف خیلی مشتاق است که بعد از هاشمی رفسنجانی دومین رییس مجلسی باشد که به پاستور می‌رسد.
اگرچه ۴ رییس مجلس ما به نام های مهدی کروبی، علی اکبرناطق نوری، غلامعلی حداد عادل و علی لاریجانی بخت خود را در این عرصه آزمودند اما هیچ یک نتوانستند بعد از ریاست پارلمان به مقام ریاست جمهوری برسند.
در واقع انتخابات ریاست جمهوری قربانگاه روسای مجالس ادوار گذشته بوده است که با آرزو و آمال فتح پاستور به این عرصه آمدند اما با شکست‌های سنگین مواجه شدند.
محمد باقر قالیباف برخلاف اسلاف خویش بدنبال خرق عادت است و در پی سنت شکنی می باشد.
قالیباف نمی داند که مرحوم هاشمی در سیاست کارکشته بود و با سیاست ورزی توانست در طی ۹سالی که بر صندلی ریاست مجلس تکیه زده بود، بیشترین تاثیرگذاری را در اداره کشور داشته باشد. اما قالیباف عجول است و به قول معروف دیر آمده و زود هم می‌خواهد برود.
در خرداد۱۴۰۰ که موسم انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری است، هنوز عمر مدیریت ایشان در پارلمان به یک سال کامل نرسیده است. طبیعی است که مقایسه قالیباف با هاشمی رفسنجانی مصداق قیاس مع الفارق است.
باید پختگان عرصه سیاست به قالیباف بگویند که هر گردی گردو نیست. از قالیباف بزرگتر و با تجربه تر نتوانستند از صندلی بهارستان یک راست به صندلی ریاست جمهوری در پاستور برسند.
از دیگر نقاط ضعف قالیباف در مقایسه با ۷ رییس جمهور ایران فقدان سابقه سیاسی وی می باشد. او یک سردار سپاه است که فقط ۱۲ سال سابقه اداره شهرداری پایتخت را داشته است و این نمی‌تواند پشتوانه سیاسی کافی برای رقابت در سطح ریاست جمهوری باشد.
قالیباف حتی سابقه سیاسی احمدی نژاد را هم ندارد. احمدی نژاد از سال۵۹ تا۷۶ فرماندار و استاندار بود و در زمستان۷۸ هم در لیست۳۰ نفره اصولگرایان از حوزه انتخابیه تهران بود.
نقطه ضعف دیگر قالیباف، فقدان سابقه یکساله در ریاست مجلس است. روز ۲۸ خرداد۱۴۰۰ که انتخابات دوره سیزدهم ریاست جمهوری برگزار می شود هنوز عمر مدیریت وی در پارلمان کمتر از۳۶۵ روز است.
در فاصله چهارماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، سردار و شهردار سابق تهران در اندیشه استفاده از سفر به مسکو و ملاقات با پوتین بود که از رهگذر ملاقاتش در کرملین بتواند خودی نشان دهد و در قواره جدی ترین گزینه انتخابات ۱۴۰۰ زهر چشمی از همه رقبایش بگیرد.
با امتناع پوتین از ملاقات با رییس مجلس شورای اسلامی عملا اعتبار قالیباف بعنوان کسی که برای پیروزی در خرداد۱۴۰۰ دورخیزی جانانه کرده بود، زیر سوال رفت.
در درون اردوگاه اصولگرایان هم عدم پذیرش پوتین از قالیباف، شکافی بزرگ ایجاد کرد. عملا عدم ملاقات رییس جمهور روسیه با رییس مجلس ایران به مثابه کشیدن ترمز سردار برای ورود به انتخابات دوره سیزدهم بود.
پوتین که بعنوان یک سیاستمدار زیرک با عقبه چند دهه ماموریت در کاگ‌ب بعنوان یک افسر ارشد اطلاعاتی از حس شامه قوی برخوردار است و بر همه رموز و اسرار پشت پرده سیاست و بویژه مناسبات قدرت در کشور ما آگاهی دارد، بخوبی می داند رییس مجلس یازدهم ایران، شانسی برای پیروزی در انتخابات بهار آینده را ندارد.
مشام تند و تیز پوتین باعث شد که اصولگرایان پارلمان ما در روز یکشنبه ۱۹ بهمن۹۹ به خود آیند و با جمع آوری امضا از نمایندگان مجلس یازدهم، به آقای رییسی پیام دهند که قالیباف مرد پیروز این میدان نیست و لازم است که رییس قوه قضاییه به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دوره سیزدهم ورود نماید.
در خاتمه چنین می توان گفت که سفر به مسکو پایان راه انتخاباتی قالیباف بود.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا