پوپولیسم سلامت/نوسانی کاذب از سوشیالیسم سلامت تا مارکسیسم سلامت

سهيل طالبى حسينى

شعار، شعر شعور نیست این مطلب به آن اشعار دارد که شاعران حماسی هرگز نویسندگان بولتن حقوق اساسی یک ملت نیستند.
بولتن قانون اساسی یک ملت را کسانی مینویسند که در خاک آن سرزمین ریشه دارند وگرنه پیوند و قلمه اگرچه میوه شیرین بدهد همیشه درگیر تنافری اصیل با ریشه میماند…
این را کرمهای ریشه‌خوار بهتر از کرم ساقه میفهمند…
باری سوسیالیسم دیباچه تنفس پوپولیسم است.
یعنی هیچ کلیدواژه‌ای متبرک تر از کلمه مردم برای یک پوپول حرفه‌ای نیست.
پوپول با نام مردم بیانیه خود را آغاز میکند و به نام مردم تمام میکند.
این فلسفه پوپولیسم است که مردم را به گروگان سپر انسانی بگیرد.
در سوسیالیسم سلامت نحله‌ای ظهور میکند که علقه مارکسیسم را در دل توبه‌کرده خود حفظ کرده و اگر یاد همه رفته باشد که مارکسیسم از شاهراه مردم به مشی سوسیالیسم متلون میرسد…
همه میدانند که تاریخ یادش نمیرود.
مارکسیسم برای پیاده کردن ایده‌های خود باید از کوچه سوسیالیسم بگذرد زیرا خود را در این لباس دوست‌داشتنی و عامه پسند می‌بیند، اما افتراق سوسیالیسم و مارکسیسم سلامت در انتهای تاریخ است.
مارکسیسمی که من می‌بینم بنا ندارد از حقوق عمومی و منافع توده ها چیزی براى مردم عامى استخراج کند.
توابین آدمهای خوبی هستند نه در حدی که خوردنی بشوند…
اینجا حد فاصل بین نحله و بریده‌ها به پوپولیسم میرسد.
همان سرگردانی بین بازگشت به اصالت و کسالت از بودن تاکنونی!
اینجا اگر دوگانگی رفتار و گفتار و پندار موج میزند ناشی از پوستینه پوشی‌هاست.
مارکسیسم سلامت به دنیای کمون نمیرود…
اصلاً سفر مارکسیسم سلامت به سمت کمون نیست!
مارکسیسم سلامت بدعتی خوارجی در تلاش برای بازپس گیری تفکیک ملک اصلاحات ارضی و احیاء فئودالیسم با داس و چکش بدلی ست.
فئودالیسم امروز با بازوهای مارکسیسم سلامت تلاش میکند بعد از یکپارچه سازی زمینهای ملاکی تفکیک شده بین خرده‌بورژوآی سلامت(کارگران یدی درمان) آنها را به تعاونی‌های روستایی شهرنشینها بسپارد تا با مگاسالاری نوین بتواند زمینهای متصرفی خان دایی را پس بگیرد.
اینجا مارکسیسم سلامت هنوز خود را مالک زمینهای وقفی خان دایی و زمینهایی میداند که اصلاحات ارضی به خرده مالکلین(دهقان خرده پا) داد.
مارکسیسم سلامت میداند اگر جز به مرامنامه سوشیالسم سلامت میتینگ بگذارد دستش رو میشود زیرا در دبیرخانه مارکسیسم سلامت، مگاسالاری روی همه سربرگهای دهه شصت حک شده است.
ما باید فرق بین مارکسیسم دروغین سلامت و پوستین سوشیالیسم و کمونیسم متمرکز را درک کنیم.
اسم شب این پوپولیسم ظاهرفریب فقط مگاسالاری پوپولیستی پنهان است.
روزی که دوره گذار سوشیالسم کاذب سلامت (مارکسیسم) به فئودالیسم سلامت با رونمایى مگاسالاری طلوع کرد متوجه میشوید که منظور من از ترکیب کلمات مارکسیسم سلامت و یکپارچه سازی اصلاحات ارضی چه بود…
تاریخ تکرار میشود، مهم این است در این تکرار کسی ما را دور نزند…
زمین مثل زمان گرد است…
مثل عقل ما
مثل چشم ما
مثل…

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا